X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

ماجراهای گلابتون بانو

می ریم عروسی

دو روز دیگه جشن عروسی خاله جانه و من بالاخره تو این هفته تصمیم گرفتم از بی حوصلگی در انجام مقدمات عروسی رفتن و غر زدن های درونی مبنی بر اینکه با بچه کوچیک سخته و نمی شه, دست بردارم, یه کم ذوق و شوق به خودم وارد کنم و اساسی مهیای مراسم عروسی بشم!
شنبه بعد از مدتی کش و قوس که لباس بخرم یا نخرم, تصمیم گرفتم برای لاغر شدنم به خودم جایزه بدم و با دوستم فاطمه راهی مراکز خرید لباس شب شدیم. پاساژ و شانزلیزه و خیابون مفتح رو دیدیم و وقتی اون جاها هیچی نپسندیدم _ چون لباس هاشون یا خیلی زرق و برق دار بود یا زیادی ساده!_ رفتیم ونک و لباسی که چند ماه قبل که یه روز با جاری جان برای دیدن مدل ها و به دست آوردن مظنه قیمت ها رفته بودیم, پرو کرده و پسندیده بودم خریدم و برگشتم! البته کل این پروسه خرید با رفت و برگشت کم تر از پنج ساعت زمان برد! چون بچه ها رو گذاشته بودم خونه مامانم و فرصت دیگه ای برای خرید نداشتم. بله! فک نکنین من از اون دسته خانم هام که کلی می رن و می گردن و آخرش هم دست خالی برمیگردن!!! هر چند مطلوبم این بود که مدل مد نظرم رو بدم خیاطی که لباس ها قبلی مو دوخته بود برام بدوزه, اما فکر این که با وجود بچه ها  باید چند بار پیش خیاط برم که دور و بدمسیره, کلا از این ایده فانتزی منصرفم کرد!
بعد یهویی تصمیم گرفتم یه تغییری تو رنگ موهام که بعد زایمانم کاری بهش نداشتم بدم و بعد از انتخاب با دیدن مدل های هایلایت در اینترنت, با همراهی خانم کوچولو رفتیم آرایشگاه خانم همسایه! خانم کوچولو هم لطف کرد تا کار من تموم شد تقریبا آرایشگاه رو ترکوند!!! خود آرایشگر هیچ مشکلی با این مساله نداشت و می گفت بذار راحت باشه و بازی کنه, اون وقت یکی از مشتری ها برام پشت چشم نازک کرد و گفت: "من که هیچ وقت با بچه آرایشگاه نمیام!" منم با خونسردی تمام گفتم:"شما حتما کسی رو داری بچه تو نگه داره! منم اگر کسی بود بچه رو بذارم پیشش, با خودم نمیاوردمش!" گفت:" آره من با مادرشوهرم تو یه ساختمون زندگی می کنیم. هر جا بخوام برم بچه مو نگه می داره!" گفتم:"خوب پس شما مشکلات منو نداری, نمی دونی!!!" والا! مردم به همه کار آدم کار دارن!
به توصیه خانم آرایشگر ناخن طرح دار و به توصیه فاطمه یک جفت لنز رنگی هم خریداری کردیم که پروسه مقدمات عروسی رفتن کامل بشه و دلمون تو این وانفسا یه کم خوش! حالا کو تا دوباره عروسی یکی از بستگان خیلی نزدیک بشه! هان؟! بماند که شازده گفته: "مگه دستم به داماد نرسه که با این زن گرفتنش کلی خرج رو دست من گذاشته!!!"



با آرزوی خوشبختی برای خاله جان و همسرش!

نظرات (13)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
من که عاشق مقدمات عروسیم خیلی مبارک باشه خوشبخت بشند، امیدوارم تو نزدیکان ما هم عروسی بشه ان شاالله
سه‌شنبه 25 فروردین 1394 ساعت 11:34 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منون از لطفتون. انشاالله
مبارک باشه خریداتون وتغییرات
همیشه برای شادمانی مهیا بشین
اینقدر مقدمات عروسی دوست دارم ولی دورما خبری نیست
چهارشنبه 26 فروردین 1394 ساعت 12:00 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم. انشاالله.
eshala khaleh jan khoshbakht beshan.
afarin ke rafti soraghe kharid arayeshgah, vala zendegi ke hich kari nemikone khoshhal shim hadeaghal ba in chiza ye zare tagheir rohiehmoon koli avaz mishe
چهارشنبه 26 فروردین 1394 ساعت 02:04 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم. بله همین طوره!
مبارک هم خریدا هم عروسی خاله جان. خوش بگذره.
چهارشنبه 26 فروردین 1394 ساعت 08:01 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام گلی جان.انشاالله خاله خوشبخت بشن و عروسی عالی بشه
عزیزم امیدوارم لنزت رو از مراکز معتبر فروش لنز خریده باشی نه آرایشگاه.چون علاوه براینکه پزشکا کلا تایید نمیکنن از مراکز غیر تخصصی لنز خریداری بشه یه خانمی از آرایشگاه لنز خریده بود و متاسفانه جشمش عفونت کرد و نابینا شد دور از جونتون
ببخش فضولی کردم نگران شدم
چهارشنبه 26 فروردین 1394 ساعت 05:02 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنونم.
نگران نباشین. لنز رو از داروخانه گرفتم. خودم هم نگران بودم جرات نمیکردم از جایی که نمیدونم بخرم!
مبارکه :)
به توصیه من هم از یه اتلیه وقت بگیرین، قشنگ میشه ٤ نفری :)
چهارشنبه 26 فروردین 1394 ساعت 05:55 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
اون که اصلا فرصتش نمیشه با بچه کوچیک!
سلاااااااااااااااااام
تبریک
ان شاءالله عروسی خوش بگذره.
ولی توصیه می کنم ناخن نذارید. هم بچه رو اذیت می کنه ناخن هاتون، هم اینکه بعدا کندنش مصیبته.
حالا هر جور راحتین.
ملتمس دعا
چهارشنبه 26 فروردین 1394 ساعت 11:53 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنون
خودم هم پشیمون شدم و نذاشتم!
مبارک باشه همه همه چی شما و هم عروسی خاله جان با بیشنهاد مریم جان موافقم برای عکس گرفتن تو اتلیه چون اونروز همه چی کامله
حوش بگذره
جمعه 28 فروردین 1394 ساعت 12:30 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
پیشنهاد خوبیه اما با بچه کوچیک خیلی سخته! همون آرایشگاه رو هم به زور رفتم اما خودم زیاد عکس گرفتم!
سلام..انشالله همیشه به این جور خریدها
جمعه 28 فروردین 1394 ساعت 11:16 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
سلامت باشین.
گلی جان منم از اون ادعایی هستم میرم چند ساعت بازار و اخرش دست خالی برمیگردم انشااله عروسی خوش بگذرد و عروس و داماد خوشبخت بشن
شنبه 29 فروردین 1394 ساعت 08:39 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای خدا!!!
ممنونم. سلامت باشی.
مبارکه چقدر خوبه عروسی نزدیکان آدم....لباس و رنگ موتم مبارک گلی
شنبه 29 فروردین 1394 ساعت 01:42 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از لطفت.
مبارک باشه... انشاله که به سلامتی خوشبخت بشن و در کنار هم تا آخر عمر زندگی خوبی داشته باشن...
منم عاشق مقدمات عروسی هستم ...لذت بخشه...
مخصوصا اگه عروسی مال فامیل نزدیک و از اون بی حاشیه ها باشه... خیلی می چسبه... آدم عزیزشو که تو لباس عروسی یا دامادی می بینه حس خوبی بهش دست میده...
سه‌شنبه 1 اردیبهشت 1394 ساعت 01:54 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم سلامت باشی.
بله همین طوره!
مبارکه
ان شاء الله خوشبخت بشن
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 ساعت 12:51 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلامت باشی.