تو این سه سال اخیر, هر سال با یکی از دوستان وبلاگی قرار گذاشتیم و همدیگه رو دیدیم! دو سال پیش با بازیگوش, پارسال با مامان ریحانه و هفته پیش هم با آرزو. یادم نیست چه جوری با وبش آشنا شدم اما از همون اول حس خوبی نسبت بهش پیدا کردم! اواخر بارداریم که خیلی کسل و بی حوصله شده بودم و این پست رو گذاشته بودم, سریع برام شماره اش و کتاب هایی رو که داشت کامنت گذاشت و تاکید کرد حتما بهش زنگ بزنم تا برام بفرسته و فرستاد! دیگه از اون موقع ارتباطمون بیشتر شد و گهگاهی تماس تلفنی و پیامکی و واتس اپی داشتیم. اما چون راهمون به هم خیلی دور بود و هر دومون هم بچه داریم نشده بود همدیگه رو از نزدیک ببینیم تا ماه پیش که آرزو اثاث کشی کرد, اومد نزدیک ما و من بسیار از این مساله خوشحال شدم! 
بالاخره چهارشنبه هفته پیش تو جشنواره گل و گلاب فرهنگسرای اشراق قرار گذاشتیم و همدیگه رو دیدیم! اونم چه قراری؟! یک قرار وبلاگی با حضور چهار فروند بچه!!! که یا آب می خواستن یا خوراکی, یا می خواستن برن با وسایل بازی بازی کنن! دیگه معلومه که نشد اون جوری که دلمون می خواد با هم از هر دری صحبت کنیم! باز هم خدا خیر بده به همسر آرزو که اومده بود و تو جمع و جور کردن بچه ها کمکون کرد وگرنه همین دو کلمه حرف رو هم نمی شد بزنیم! اما با تمام این ها دیدار خوبی بود و البته که آرزو هم مثل تصور قبلیم خودمونی و دوست داشتنی! و امیدوارم رفت و آمدهامون ادامه دار باشه.
قبل راه افتادنم این قدر خانوم کوچولو گریه کرد و گل پسر اذیت که واقعا کلافه ام کردن و نتونستم به موقع راه بیافتم و یه نیم ساعتی دیر رسیدم! برای همین دوربینم رو هم یادم رفت ببرم که عکس بگیرم برای این جا!
+ کالسکه خانوم کوچولو رو که یادتونه دزد از صندوق عقب ماشینمون برد؟! (+) هیچی! فقط می خواستم بگم کریرش رو هم از صندلی عقب ماشین دزدیدن, به علاوه ضبطمون رو!!! این دله دزدها به روح اعتقاد دارن اصلا؟! زن داداشم می گه احتمالا یه نفر می خواد سیسمونی درست کنه میاد وسایل خانوم کوچولو رو از ماشینتون برمی داره!!!
++ فانوس و فروغ عزیز! 27 ساله شدنتون مبارک!
دزد ها واقعا انسان های پست و بی انصافی هستند.
یه بار دو تا گوشینو رو از کیف خواهرم داخل ماشینمون دزدیدند.
یه بار کت نویی رو که دوستم خرید برای عروسی فرداش که پشت ماشین بود رو زدند.متاسفانه پلیس هم انگار خیلی ضعیف شده و هیچ کاری هم از دستش بر نمیاد.
دقیقا!
چی بگم؟ آخه بعیده که لیس مثلا بتونه وسایل بچه رو پیدا کنه!!!
عزیزم:( چقدر ناراحت شدم ... خیر نبینن الهی
من هر بار که ازم دزدی می شه جدای بعد مادیش، احساس میکنم یکی به حریمم دستبرد زده... تا چند وقت حس خوبی به آدمای غریبه و اطرافم ندارم...روحم داغون میشه... چند بار کیف پول منو با کلی مدارک سرقت کردن.. فکر کن برای یه گواهینامه 3 ماه دویدم! حالا پولای داخل کیف و خود کیف چرمم که هدیه بود به کنار:(
الهی آمین! من که دزد کالسکه رو خیلی نفرین کردم بد جوری داغشو به دلم گذاشت!
دزدی مدارک که خیلی بده...
یا خدا
یعنی چی؟ واقعا این قدر تو تهران دزدی زیاد شده یا بود و من نمی دونستم؟ یا تو شهرستان ها هم هست و من خبر ندارم؟ روز روشن؟!!!!!!!!!!!!!!!!
ماشینو کجا پارک می کنین؟ جاهای خلوت؟
بله تو روز روشن! نمی دونم دزدی زیاد شده یا ماشین من دزد خورش ملسه!!!
نه همچین خلوت هم نبوده!
سلام گلابتون بانو جان .
خوبه که رفتید و خوش گذروندید .
بکوبم تو دهن دزد جماعت!
سلام.
ممنونم
محکم بکوب!
برای وسایل خانوم کوچولو متاسفم پارسال که از وبلاگ گولو کمک گرفتم و برای یه کوچولو وسایل جمع کردیم تازه فهمیدم چقدر وسایل بچه و تهیشون دردسر داره و کیفیت چقدر مهمه
ولی عزیزم شاید این گم شدنا حکمتی داره اگه تا حالا بعد از به دنیا اومدن خانوم کوچولو قربونی گوسفند نداشته اید شاید بد نباشه این کارو انجام بدین
گوسفند که نه اما خروس قربونی کرده بودیم. نمی دونم حکمتش چیه. خیره انشاالله.
واقعا تعجب میکنم وسایل خانوم کوچولو چرا اینقدر دزدیده میشه ؟
والا
مواظب خودش باش
نمی دونم والا! طفلک بچه ام!!!
ممنون از همه لطفی که به من داشتی

بماند که اون روز خیلی اذیت شدیم اما این قرار مادرانه وبلاگی که اولین قرار وبلاگی من بود بسیار بسیار لذت بخش و شیرین بود
راستی فکر کنم باید همین روزا به فکر قرار بعدی باشیم البته این بار به خاطر بچهها چون صبا از اون روز هر روز سراغ گل پسرت رو از من می گیره و برا دیدنش اصرار داره
واقعا انگار این دزد ناشناس وسایل دختر شیرینت رو نشون کرده ها!!!!
برای من هم خوب بود. انشاالله دفعات بعد بهتر هم میشه!
بس که وسایل بچه گرون شده خواهر.
جالبه ماشینتون مثل اسب پیشونی سفید تو چشمه انگاری.دزده همه ی ماشینا رو ول میکنه میاد سمت ماشین شما!
قرار وبلاگی ماهم زیاد درست و درمون از آب در نیومد بس که ریحان منو کشید دنبال خودش واسه بازی کردن
آره حالا من طفلکی باید چه کنم؟! اون میره چندغاز می فروشه به مال خر اما باید کلی هزینه کنم تا دوباره بخرم!
اصا حسم بد شده به ماشینه!
امان از این دزدها!
جدا از مسایل مالیش اون حس بدی که به حریمت وارد شدن بیشتر اذیت می کنه



خدا اهلشون کنه!
+ من هم از طرف خودم و هم از طرف فانوس ازت تشکر می کنم گلابتون جان مهربون
فانوس فعلا دسترسی به کامپیوتر نداره و با گوشی میخونه و میگه کامنت که میذارم میگه ثبت شده ولی بعد که میره می بینه خبری از کامنتش نیست
البته نمی دونم که اینجا رو دیده یا نه ولی مطمئنم که دوست داره ازت یک تشکر ویژه کنه که یادش بودی
آره این بدتره!


ممنوووووووونم از تبریکت گلی عزیزممممممم




این قرارهای وبلاگی حال خیلی میده منم شش هفت تا قرار داشتم با چهار نفر از دوستان مجازی
عجب دزدیه ها نشونتون کرده حتما ! رو ماشینت اینسری یه برگه بنویس 'برو از خدا بترس' شاید پشیمون شد!
خیلی حال میده!
ای بابا! جالب اینه که ماشین هر بار تو جاهای مختلف بوده!
عجب دزدی نشون کرده وسایل شما رو دست بردار هم نیست....آدم اگه جیزی رو دزد ازش بزنه بیشتر حرس میخوره تا گم شه!ولی بیخیال تن خودت و بچه ها و همسرت سالم ....
ولی دزدیها تو محل های مختلف اتفاق افتاده!
آره حس بدیه اما چاره چیه؟؟؟
زنداداش حرف جالبی زد

منم خیلی دوست دارم بچه های وب رو ببینم اما فعلا نمیشه
آره اما مواقعی که دزدی شده ماشین جاهای مختلف بوده!
گلی عزیزم خیلی ممنونم از تبریکت،به اندازه یه دنیا برام ارزش داره این مهربونیت



امیدوارم دزدا خیر نبینن
شاید یه روزی خونه های ما هم به هم نزدیک شد و هم رو دیدیم
راستی منم احساس خوبی نسبت به آرزو دارم و از همین تریبون بهش سلام میکنم
ایشالا که کامنتم ثبت میشه،الهی آمین
الهی آمین!
انشاالله. امیدورم!
ثبت شد بالاخره!
عزیزم این نشون میده که اقایون دزد هم به فکر بچه هاشونن
. همیشه با دوستات به شادی
آره جون خودشون!
ممنون عزیزم.
همه ش یکجا از همین تریبون تقدیم به فانوس عزیز
چه قدر فضای کامنتدونی عاسقانه شد!!!
عجب ادم بی وجدانی ....
ای بابا......چه قدر دزد میزنه به شما
آیه الکرسی زیاد بخونید
دزدا فعلا پیله کردن بهمون!!!