745

منم و چند تا کیسه بزرگ سبزی که باید پاک کنم و بشورم و بذارم خشک بشن. پونه، کاکوتی، آویشن و سیرکوهی هایی که دیروز برای اولین بار با دست خودم  از دل طبیعت چیدم!
جمعه یکی از دوستای قدیمیم زنگ زد و گفت می خواد با یکی دیگه از دوستاش برن اطراف تهران واسه گشت زدن و سبزی چینی و از منم دعوت کرد که باهاشون برم. می خواستن صبح زود راه بیافتن و منم که هنوز ساعت خوابم درست نشده و تازه بعد نماز صبح می خوابم اولش شک داشتم که برم یا نه، اما بالاخره با تصمیم غلبه بر خوابالودگی و خونه نشینی اعلام کردم منم میام! یه مقدار بند و بساط و خوراکی و غذا آماده کردم و صبح شنبه زدیم به دل طبیعت! دوست دوستم که سال‌ ها تو یه شهر کوچیک و محیط طبیعی زندگی کرده بود، راجع به انواع سبزی های کوهی و محل رویش و کابردشون می دونست و شده بود راهنمای ما. از بین اون همه سبزی که اسمشون رو می‌گفت و نشون می داد، من فقط با پونه و آویشن و کاکوتی آشنا بودم، اونم نه در حدی که خودم بتونم از بین گیاهان دیگه تشخیص بدم! خلاصه که با توقف در چند منطقه مختلف از انواع سبزی ها چیدیم و بعد هم رفتیم کنار رودخونه برای خوردن ناهار و آب بازی کردن بچه ها! این طبیعت گردی بعد چند ماه خونه نشینی حسابی حال من و بچه ها رو خوب کرد! نزدیک عصر با کیسه های بزرگ سبزی و یه نفس تازه شده و البته بدن های خسته و کوفته برگشتیم سمت خونه. حالا هم منم و اون همه سبزی که باید بهش سرو سامون بدم!

نظرات 1 + ارسال نظر
دریا دوشنبه 12 خرداد 1399 ساعت 08:16 ب.ظ

افرین. کار خوبی کردید. زندگی یعنی ساختن روزهای خوب و شاد با همین کارهای ساده و قشنگ.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد