ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
برای شام ماکارونی سبزیجات درست می کنم با سویا و نخود فرنگی و قارچ. در حین غذا پختن هر وقت دستم خالی میشه می رم سراغ گوشیم که گذاشتمش رو میز آشپزخونه و از روش کتاب می خونم. یکی از کتابایی که چند ماه پیش از فیدیبو خریدم، مجموعه داستان کوتاهه از یه نویسنده ی خانم ایرانی. وسط خرد کردن پیاز و قارچ و آب کش کردن ماکارونی های فرم دار، غرق می شم تو حال و هوای داستان ها و باز آرزوی دیرینه ام یادم میاد، نویسنده شدن! همون آرزویی که مثل خیلی از آرزوهای دیگه ام فقط در حد آرزو موند و نه کلاسی به خاطرش رفتم و نه کار دیگه ای کردم جز همین نوشتن های ساده و معمولی تو وبلاگ و کانال...
شما خیلی زیبا می نویسید. مطمئنم داستان نویس خوبی می شوید. گلابتون بانوجان، امسال یکی از بهترین تجربه های من نوشتن یک داستان بلند بود. خیــــــــلی از نوشتن آن لذت بردم. یک داستان معمولی است و نه شاهکار ادبی ولی من از آفرینش آن لذت بردم. کاش شما هم قدم به راه بگذارید. من اولین خریدار نوشته های شما خواهم بود
شما خیلی لطف دارین نسبت به من. اگه همه نظر شما رو داشته باشن اون وقت نویسنده معروفی میشم!
بهتون تبریک میگم بابت نوشتن داستان. موفق باشین.
من کلا با فیدیبو زندگی میکنم
قول میدمکتابت بره تو فیدیبو اول خودمبخرمش. واقعا دیگه نمیتونم کتاب کاغذی بخونم.
منم بدجوری معتادش شدم
البته کتاب کاغذی بیشتر دوست دارم اما این واسه تاریکی شب خیلی عالیه و همیشه هم همراه آدمه!
قربون محبتت!