ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
تعطیلات طولانی نوروز امسال هم تموم شد و منم تصمیم گرفتم از تعطیلات نتی دربیام! تعطیلات امسال بر خلاف سال های گذشته بسی دلچسب بود و خسته نکننده که دلم نمی خواست حالا حالاها تموم بشه! البته کار خاص و متفاوتی نکریم. مسافرت هم نرفتیم. هر روز تا لنگ ظهر خوابیدیم, به جای ناهار صبحانه خوردیم, به جای عصرونه ناهار! فیلم و سریال تماشا کردیم, عید دیدنی رفتیم, مهمونداری کردیم و از همین کارای معمولی! تفاوتش با سال های قبل این بود که خودم به طرز عجیب و غریبی به خونه چسبیده بودم و حال و حوصله گشت و گذار نداشتم. این سه ماه بی خانمانی باعث شده بود خونه رو به همه جا ترجیح بدم! یه شعف خاصی داشتم که تو خونه خودمم و شازده و گل پسر هم کنارم! اینه که دست از غر زدن های هر ساله به جیگر شازده مبنی بر این که چرا همه اش تو خونه ایم و جایی نمی ریم برداشتم و برعکس صدای شازده رو درآوردم که چرا این قدر صبح ها می خوابم و تکونی به خودم نمی دم! حتی سراغ نت هم یکی دو بار بیشتر نیومدم, اصلا حوصله شو نداشتم!!!
هفته اول بیشتر عید دیدنی ها رو رفتیم. هفته دوم یه روز رفتیم موزه سعدآباد. از شلوغی زیاد و معطلی یک ساعته دم در ورودی برای خرید بلیط که بگذریم باقی چیزها عالی بود. سال ها بود دلم می خواست برم موزه خصوصا تو ایام عید ولی نمی شد! هم فضای سبز و طبیعتش خیلی قشنگ بود هم موزه ها. کاخ سفید, کاخ سبز, موزه اتومبیل های سلطنتی, آشپزخانه سلطنتی و موزه برادران امیدوار(اولین جهانگردان معاصر ایرانی) رو دیدیم. تو محوطه هم نمایشگاهی بود ازصنایع دستی و خوراکی ها و غداهای شهرهای مختلف که بین دیدن موزه ها سری هم به اون جا زدیم و ناهار خوردیم.
طبق رسم هر ساله ام یه روز ناهار خانواده خودم و شازده رو دعوت کردم. همه اومدن به جز برادرم که به خاطر سه قلوهاش نیومد! البته روز دوم عید اومده بودن و اولین مهمون های سال جدیدمون بودن!
روز آخر تعطیلات رو با یه سری از جوون های فامیل شازده قرار پارک جنگی گذاشتیم. به همه زنگ زدیم ولی فقط دو تا خانواده تونستن باهامون بیان. با این که هوا بارونی بود و آلاچیق خالی هم نتونستیم پیدا کنیم ولی خیلی خوش گذشت! کنار آتیش نشستیم و از هوای طلیف بهاری لذت بردیم و شدیدا بوی دود گرفتیم! گل پسر هم به معنی واقعی کلمه هر کاری دلش خواست کرد, آتیش بازی, خاک بازی و آخر سر هم غلت زدن تو خاک!!! عصر به محض این که پامونو گذاشتیم تو خونه, تلفن زنگ خورد و مژده اومدن مهمون رسید! خانواده پسر عمه شازده می خواستن بیان. سریع جمع و جور کردم و گل پسر رو حموم کردم. خودم هنوز از حموم در نیومده بودم که مهمونا رسیدن و پشتشون هم پسر عموی شازده که برای شام هم موندن. یعنی خودمون اصرار کردیم بمونن و به یه پسر عموی دیگه اش هم زنگ زدیم بیان که بیشتر دور هم باشیم و خوش بگذرونیم! اینه که روز آخر تعطیلاتمون خیلی پربار شد!
اتفاق خاص و متفاوت امسال این بود که من یه جورایی خاله شدم! گل پسر دوستم پرنیان روز 11 فروردین به دنیا اومد و من کلی نی نی بازی کردم و حالشو بردم! بودن با یه نوزاد حس خیلی خوبی داره!
در ادامه یه سری عکس از گشت و گذارهای تعطیلات
نمایی از ورودی سعد آباد که نشون دهنده ازدحام مردم و علاقه شدید به آثار تاریخی و فرهنگیه!:
آشپزخانه سلطنتی:
ظرف هایی که پایین تصویره همگی چینی های دور طلایی ساخت فرانسه و آلمان با نشان شیر و خورشیده و بسیار شیک و قشنگ!
عکس هایی از موزه اتومیبل های سلطنتی که موزه مورد علاقه شازده بود!:
اتومبیل شاه:
اتومبیل شخصی فرح:
خیلی خوشگله! نه؟!
اتومبیل های تشریفات:
نمایی از کاخ موزه سبز, کاخ رضا شاه زیباترین موزه سعدآباد که اجازه عکس برداری از داخلش نبود!:
گل پسر در حال آتیش بازی تو پارک جنگلی:
در آخر هم سفره هفت سینمون که خیلی ساده اس!:
انشاله همیشه اینطور خوش باشی و ارامش داشته باشی !
بازم پر بار بوده عیدتون و انشاله همیشه به گردش و سفر باشید
چه ظرفای و ماشینای نازی واجب شد که مام بریم شوشوام عاشق ماشینای قدیمیه یادم باشه نشونش بدم !
خوش باشی و سال خوبی در پیش داشته باشی عزیزم بوس
ممنونم. به همچنین.
حتما برین. خصوصا این فصل که طبیعتش هم عالیه!
به همچنین دوست خوبم.
خوبه دیگه خونه...ماهم همش خونه بودیم
گل پسر چه بزرگ شده ماشالاااا
آره خوبه!
سلامت باشی.
خدارو شکر که تعطیلات خوبی داشتی من خیلی دلم می خواد برم کاخ سعدآباد ولی خوب تا به حال فرصتش پیش نیومده
منم سال ها بود دلم می خواست تا بالاخره قسمت شد!
سال نوت مبارک گلی جان
چه عکسای قشنگی منم موزه خیلی دوست دارم
سفره ات هم خیلی قشنگه خوشم اومد
سال نوی شما هم مبارک.
ممنون.
سلااااااااااام مخمل خااااانوم
:دی
خوشکلهه؟؟؟
ببینم با این اوضاغ چن کیلو اضافه کردی تووو؟؟؟
خوشالم بهت خوووش گذشته عزیزم
اخیییی پس به دنیا اومددددددددددد موبارکا باشههههههه خاله خااانوم
ما میخاستیم بریم باغ موزه گلستان نشد عوضش دو بار رفتیم برج که عااااااااالی بود...
هیچی اضافه نکردم!
ممنون.
آره به دنیا اومد فسقلی!
من نمی دونستم جشنواره بوده حیف شد نرفتم!
ما هم امسال هیج جا نرفتیم
ما هم چند وقت دیگه قراره بی خانمان بشیم!
خدا بهت صبر بده عزیزم. ولی در پی هر سختی هم راحتیه!
کمی تا قسمتی خواننده خاموش بودم!
روشن شدم! سال نو ی شما م مبارک.
خوب خوشحال شدم که روشن شدید!
سال نوی شما هم مبارک.
کلا بهار خیلی خواب آدم زیاد میشه من که کل خوابم 5 ساعته هشت ساعت شیرین می خوابیدم .
الآن ده ساله که می خوام برم سعد آباد اما تنبلی می کنم و هنوز به این هدفم نرسیدم
خیلی بده. من مدام دلم می خواد بخوابم!
انشاالله تو سال جدید برسین!
ساده و کوتاه بود مطلبتت ولی به دلم خیلی نشست ممنون بابت عکسایی که گذاشتی
عجب ظرف و ظروفی داشتن
خواهش میکنم. نظر لطفته.
با درود خدمت دوست عزیز سایت خیلی خوبی داری و همچنین پرمحتوا. من شما را با افتخار لینک می کنم و من هیچ توقعی در رابطه با همین مسئله از سوی شما دارم کوروش
ممنون ازلطفتون.
چه سفره هفت سین خوشگلی. سفره من از شما هم ساده تر بود ولی چون با رنگ زرشکی و سبز درست شده بود تو چشم می اومد.
ممنون. چشمات خوشگل میبینه.
سلام
سال نو مبارک
ما حدود 5-6 سال پیش ایام عید رفتیم کاخ سعدآباد اون موقع بدون فلش اجازه عکس برداری از همه جا را می دادند. من کلی عکس خوشگل از کاخ سبز دارم
سلام. سال نوی شما هم مبارک.
داشتن اونجا رو تعمیر می کردن خیلی روش حساس بودن. ما هم عکس نگرفتیم!
خیلی خوشگل بودن عزیزم
امیدوارم سال خوبی برات باشه
میگن هیچ جا خونه ادم نمیشه
باز خوبه حداقل شیک کردی خونه ات رو
مبارک باشه
ممنونم.
به همچنین.
سلامت باشی.
چه جالب...ما دوازدهم رفتیم کاخ نیاوران که خیلی شلوغ بود اونجا که رسیدیم فهمیدیم رایگان هم هست که امقدر شلوغه!
منم موافقم کاخ سبز از همه کاخایی که تا حالا دیدم زیباتره
امیدوارم از بقیه سال هم مثل نور.زش لذت ببرید
اونجا رو نرفتم ولی دوست دارم برم. کلا همه موزه ها رو دلم می خواد ببینم!
ممنونم.
ایشالا همیشه به گشت و گذار
و یه فضولی: اون دوتا کتاب چیه تو سفره هفت سینت؟ دوتاش قرآنه؟ یا یه حافظ و قرآن هم قد و قواره؟ یا چی؟
عکسای قشنگی بود
وای اینجا قالبش شبیه قالب منه!چه با مزه الان متوجه شدم
همه جای نوشته هات به کنار اون قسمتی که گفتی رفتید پارک جنگلی رو خیلی خوشم اومد...همون لحظه حس کردم خودم اونجا هستم و توی اون هوای قشنگ دارم نفس می کشم...
ایشالا همیشه به شادی و خوشی
پس کامنتای من کجاست ؟؟؟

من ۳ تا کامنت گذاشته بودم آخه پس کوشش
خیلی عکسای قشنگی گذاشتی عزیزم
آجی سال نو مبارک باشه...........
منم انقدر دلم می خواست تعطیلات ادامه دار باشه.............
*
ممنونم بخاطر شریک کردن تو لحظه هات
*
سفره هفت سینت رو دوس داشتم آجی
تو برای من سمبل یه مامان خیلی خوبی...میدونستی؟ کاشکی پسرک منم مثل پسر تو اینقدر اقا و مهربون شه...............راستی گلی جونم عکسای سیسمونیشو دیدی؟؟؟ ایده ای نداری واسم؟؟؟؟
ماشینها ضد گلوله بودند؟
بله
آخه مامان وکیل! آدم توى پارک جنگلى آتش روشن میکنه؟
شرمنده ولى نتونستم که نگم.
اشکالش چیه؟! اگه با احتیاط باشه و تو مکان های مجاز که موردی نداره!