ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
امروز از اون روزاییه که می شه گفت تو چند ماه اخیر بی سابقه بوده! این که صبح چشمامو باز کنم, خونه رو در سکوت و آرامش ببینم, از اتاق بیام بیرون, ببینم که کسی نیست و ساعت هم حدود 12 قبل از ظهر رو نشون می ده!
و این یعنی بعد از این که حدود 8 صبح گل پسر گفته نمی خوام برم مهد کودک و من با خوابالودگی کامل گفتم خوب نرو! و شازده ازم پرسیده صبحانه می خوری؟ و من باز هم با خوابالودگی کامل گفتم نمی دونم!, خودشون صبحانه شون رو خوردن و با هم رفتن مهد کودک!!! تلفن رو نگاه می کنم دو بار شماره یکی از دوستام افتاده در حالی که من اصلا صدای زنگ تلفن رو متوجه نشدم! و این یعنی یک خواب عمیق و دلچسب صبحگاهی که با وجود این که خانم کوچولو چند باری وسطش بیدار شد و شیر خورد اما خستگی مو کامل از بین برد!
بعد هم یه لیوان چایی داغ با خامه شکلاتی و نون بربری به عنوان صبحانه! هنوزم احساس می کنم دارم امروز صبح رو خواب می بینم!!!
+دیروز سه تا از دوستان وبلاگی عزیز مهمونم بودن که در جوارشون فوق العاده خوش گذشت! هم به ما و هم به بچه ها! و من بیشتر از قبل به صمیمیت دوستی های وبلاگی ایمان آوردم!
دوستان گلم خیلی ممنون!
ترجیح می دم خودم درباره مهمونی چیزی ننویسم! اگر دوستان نوشتن, لینکش رو می ذارم.
شما منو که میشناسی ؟
نه خیر! از کجا باید بشناسم؟!
salam dooste azizam
webloge ghashangi darid
movafagh bashid
وای میدونم چی میگی و امروز چه انرژی مضاعفی داری
قطعا بی تاثیر نبود پرنیا، مامان ریحانه زود منو تایید کنید
آقای همسرو تشویق کن از این کارا بیشتر انجام بده
+ فقط صمیمیت دوستای وبلاگی نبود گرمای خونه زیبات و مهربونی خودت و از همه مهمتر دستپخت خوشمزه ت
خیلی تشویقش کردم حالا نمی دونم چه قدر موثر واقع بشه!!!

وای عزیزم نظر لطفته.
آخیییییییییییییییییییی!اینقدر دوست داری آرامش رو!
آره خیلی!!!
خداروشکر که صبح دل انگیزی داشتی دوستم.
بیگ لایک به آرزو.
خونه ات انرژی مثب داشت عزیزم. اون مبله رو که نگووووو دیگه!!
خیلی خوش گذشت عزیزم. و خوشحالم که دوستان خوبی مثل شماها دارم.
ممنون از محبتت. خوبی از خودتونه!
چقدر خوب که خابیدی و یه صبحونه ی خوش مزه هم ادامه ش داشتی...
قشنگ حس ت رو درک میکنم...خیلی می چسبه...
از صمیمیت دوستای وبلاگی و اینکه چقدر خوش میگذره نگو...
منم منتظر یه فرصتم برای یه دور هم بودن و خوش گذشتن ...
عالی بود بعد مدتها صبح زود بیدار شدن!
انشاالله فرصتش رو هم پیدا می کنی!
منم خیلی دوست دارم ببینمتون ما نزدیک پارک پلیسیم اگر یه وقت اومدید بگید من و دخترم هم بیام همدیگرو ببینیم.
نظر لطفتونه.
اخیییییش
یک کم خستگیت در رفت
خدا قوت
سلامت باشی.
به به خوندنش هم کیف میده! خدا نصیب ما هم بکنه :))
** دیدی اومدم همه غیبتهام رو جبران کردم! کم مونده برم برای پستهای ته آرشیوت هم کامنت بذارم
باشه دیگه موجه شد غیبتت!!!
سلام
من امروز بر حسب اتفاق اومدم به این وبلاگ
خیلی خوشحالم ازینکه اینجا رو پیدا کردم
خیلی زیباست
خیلی با احساسه اینجا
خیلی ممنونم که این حس خوبت رو به همه القا میکنی
واقعا 20 رو گرفتی از من لااقل
دمت گرم و نفست سالم و پایدار برای همیشه
در کنار کانون گرم خونوادت
این وبلاگت هم حسا زیبایی جاریه توش
موفق باشی
سلام
خیلی خوش اومدین.
ممنون از نظر لطفتون.