ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
جایی هست که می شه توش آینده قطعی رو دید. جایی که به حتم و یقین روزی گذارت بهش می افته و راه گریزی هم نیست... جایی که دیروز ترس و تردیدمو کنار گذاشتم و برای اولین بار واردش شدم تا با چشم خودم ببینم و اشکم سرازیر شد از تنهایی و دست خالی بودن آدمی در آخر کارش تو دنیایی که این همه به خاطرش زحمتش کشیده و بهش دل بستگی داره... فکر می کردم وقتی من روی این تخت قرار بگیرم, چه جوریم؟ چه شکلیم؟ پیر, میانسال یا جوون؟ بدنم سالمه یا در اثر بیماری و تصادف کبود و داغون؟ کسی کنارم هست؟ کسی به خاطر از دست دادنم غصه می خوره؟ کسی قرآن و دعا بدرقه ام می کنه؟ و مهم تر اینه که آیا با دست پر و آمرزیده شده می رم یا ...؟؟؟
باید تلاش کنم صحنه اون تخت سرد سنگی غسالخونه و پارچه های سفید تو ذهنم زنده بمونه تا شاید بتونم درست زندگی کنم, که دلی رو نشکنم, که غصه چیزهای بی ارزش رو نخورم...
دیروز تشییع جنازه همسر عمه ام بود. مردی بسیار نازنین که بیماری از پا درش آورد. عمه ام همسر اولش رو وقتی 25 ساله بود و یه پسر 5 ساله, یه دختر 1 ساله و یه پسر تو راهی داشت,ناغافل از دست داد. 6 سال پیش که همه بچه هاش سر و سامون گرفته بودن دوباره ازدواج کرد. ولی عمر این زندگی مشترک هم متاسفانه کوتاه بود و درست در سالروزی که همسر اولش 32 سال پیش کوچ کرد, همسر دومش هم رفت. خیلی براش ناراحتم که همیشه سهمش تنهاییه...
سلام
خدا رحمتشون کنه و به عمه عزیزت صبر بده! چه قدر سخت...
سلام.
و به بازمانده هاش صبر جمیل بده
تسلیت میگم.
روحشون قرین رحمت الهی
ای خدای من چقدر دلشکسته ست الان
خدابیامرزدش و روحش شادباشه و خدابه عمه ات هم صبربده واقعا دردناکه .
خدا هردوشونو رحمت کنه
منم چن وقتیه هی خودمو ته خط میبینم هی نیگا میکنم که رسیدم آخر خط ولی دستم خالیه خالیه.........
روحش شاد.
.
.
.
بله ! همه ما رفتنی هستیم .و اون تخت رو هم اگه خدا قسمتمون کنه روش هستیم ممکنه جوری از این دنیا بریم که احتیاج به تخت واینها هم نبود... .
اون که سعادت بی نظیریه اگه لیاقتش داده بشه...
سلام
تسلیت میگم ازصمیم قلبم.امیدوارم خداوند به عمتون صبر عنایت کنه.
خوشحال میشم به منم سر بزنید
یا احترام
پستت رو خوووب میفهمم گلی...
من دو سه بار اونجا بودم و غسل رو هم دیدم حتی...
اما حال و هواش فقط تا چت وخ بوده متاسفانه...
فراموش میشه...:-((
روحشون شاااد...دلم برا عمه سوخت واقن:-(
آدم باید هر چند وقت یه دفعه یه سر به غسالخونه بزنه تا یادش نره...
گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه
به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد
روحشون شاد
خدا رحمتش کنه.
خدا رحمتشون کنه
خدا رحمتشون کنه
بنده خدا عمه ات
چقدر سخته براش این شرایط
انشالله خدا بهش صبر بده
آخی چقدر ناراحت کننده
تازه به نظر من اونجا اول خطه !
خدا رحمتش کنه
فقط خودش باید به دادمون برسه
عزیزم تسلیت میگم خدا رحمتشون کنه


کاش هممون به اخر خط فکر میکردیم تا شاید دیگه کسی دل کسی رو نمیشکوند واقعا اخرش هممون باید اونجا با یه دو متر پارچه سفید میریم ولی چرا اینجوری هستیم
چقدر سخت! تسلیت مرا بپذیرید.
خدا رحمتش کنه تسلیت میگم
سلام
این پست وبلاگ شما در "لینکزن" بازنشر داده شد
باتشکر
لینکزن
http://linkzan.com/archives/12156
سلام خانوم
ببخشید من یه سوال داشتم اگه زحمت بکشید جوابمو بدید ممنون میشم
چندروز قبل نگهبان شرکت با مدیر یکی از شرکت های همسایه باهمدرگیر شدند ظاهرا مدیره فحش های ناموسی زیادی داده که من فقط ببخشید کلمه پ د ر س گ رو شنیدم .نگهبانم رفته شکایت گفتن شاهد بیار حالا اینم میخواد من برم شهادت بدم من تا بحال از این کارا نکردم میترسم اصلا برم میترسم برام دردسر درست کنه ادمی که راحت بدترین فحش ها رو میده میترسم بعدا باتوجه به اینکه شرکتمون تو ناحیه صنعتی هست برام دردسر درست کنه.حالا میشه من شهادت بدم وهیچکی جز قاضی نفهمه.اگه زودتر جوابمو بدید ممنون میشم جواب مثبت بدم یا نه
سلام
وقتی شهادت شما در پرونده باشه, طرف دعوا هم می تونه از اون مطلع بشه. دیگه بستگی به میل خودتون داره که بخواین شهادت بدین یا نه.
روحشون شاد
واقعا همچین تلنگرایی تو زندگی هممون لازمه.
به تو سلام می کنم
کنار تو می نشینم
ودر خلوت تو
شهر بزرگ من بنا می شود .....شاملو
به وبلاگ من بیا شاید حضور تو گره گشای مشکل انسانی نومید باشدشاید کسی چه می داند؟؟؟؟؟؟؟؟؟.