ماجراهای گلابتون بانو

557

پر روزی ترین ایام سال همیشه برام همین روزهای فاطمیه اس. روزی های معنوی، حس های ناب، حال های خوب. توسل به بهترین و مهربون ترین مادر عالم، حس آرامش داره، اطمینان به این که دست هات خالی از پیششون برنمی گرده.
اما غم روضه های فاطمیه جنس غمش فرق داره انگار با بقیه ی روضه ها. بیشتر دل رو می سوزونه. و چه قدر محتاجم به این روضه ها و توسل ها با این همه کم و کاست تو همه جای وجودم، تو ایمان و توکل و اعمال و رفتارم. که همه اش لنگ می زنه و ایراد داره
مادرا همیشه خطاهای بچه هاشون رو می پوشنن، کمکشون می کنن، باهاشون مهربونن و من فکر می کنم می شه مهربون ترین مادر عالم حواسش نباشه که چه قدر حالم خرابه و به لطف و چشم پوشی و کمکش محتاجم؟ این چند روز مدام ذکری که روضه خون دم گرفته بود رو با خودم تکرار می کنم «یا فاطمه الزهرا، مولاتی اغیثینی» و ازشون کمک می خوام که دستم رو بگیرن و از وسط   این همه دست و پا زدن های بی حاصل و حال های ناخوش بیرونم بیارن. مولاتی اغیثینی...

خیلی التماس دعا رفقای نازنین

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
التماس دعا
جمعه 4 اسفند 1396 ساعت 01:05 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ: