X
تبلیغات
زولا

ماجراهای گلابتون بانو

553

دیروز یه نفر اومد برای تمیز کردن خونه. در واقع برای  کارای عید و خونه تکونی . در نتیجه همکاری من و اون خانم، خونه زیر و رو جارو و دستمال کشیده شد، دیوار ها و پنجره ها تمیز شد، پرده ها و ملافه ها و رومیزی ها و ظرفای دکوری و ... شسته شد و کلا حال خونه خیلی خوبه الان! من فقط مبلا رو شامپو فرش بکشم و داخل کمدا رو مرتب کنم خونه تکونیم تموم می شه ان شاءالله.

من کلا عادت به کارگر گرفتم ندارم. همین سالی یه بار برای خونه تکونیه که تازه اینم چند ساله داره مرتب انجام می شه. هر بار خونه این طور  اساسی تمیز می شه، به خودم میگم چه خوبه هر چند ماه یه بار کارگر بگیرم واسه نظافت کلی، اما بعدش دیگه چنین کاری نمی کنم و می ره تا نزدیک عید سال بعد!  از یه طرف فکر می کنم خب خودم تو خونه ام و خرده خرده کارا رو انجام می دم. از طرف دیگه از امر و نهی کردن و پاییدن یه نفر واسه این که کارام رو انجام بده خوشم نمیاد! مسأله دستمزد کارگر هم هست که می گم می ذارمش تو جیب خودم اما عملا چنین اتفاقی نمیافته!

از دیروز که کار نظافت خونه سریع  و درست حسابی انجام شد و هم خیالم بابت خونه تکونی  راحت شده و هم کلی از حجم کارام برای مهمونی تولد آخر هفته کم، دوباره دارم فکر می کنم باید یه تجدید نظر اساسی تو این اخلاق فراری از کارگر بودنم بکنم تا هم خونه همیشه سر و سامون داشته باشه هم روح و جسم من!


نظرات (6)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
خسته نباشی ،اما چطور کل این کارها ظرف یه روز وفقط خودت ویه کارگر تموم شد ،متعجبم ،نکنه کارگرت خاله ریزه با قاشق سحر آمیز بوده،(شوخی بود)
چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت 01:40 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلامت باشی. خب خونه مون که خیلی بزرگ نیست و کارگری هم که اومده بود زرنگ و فرز بود.
خسته نباشی بانو جان
چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت 02:17 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلامت باشین.
واقعا در یک روز همه این کارها انجام شد.؟بنظر میرسه خیلی فرز باشید.
من مجبورم از کارگر استفاده کنم .هیچوقت هم اونطوری که دلم میخواد کارها پیش نمیره
چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت 08:37 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله شکر خدا. کارگرم فرز بود! و البته خونه ام هم بزرگ نیست!
واقعا خسته نباشید خیلی حس خوبیه وقتی ادم قورباغه اش را که روی اعصابه قورت میده.جالبه که دقیقا من هم همیشه این چالش ذهنی را برای اوردن کارگر دارم و هیچ وقت هم با خودم کنار نمیام .یعنی هر وقت میاد و کارها روبراه میشه میگم خوب هر هفته یا هر ماه می خوام که بیاد ولی باز بخاطر همه اون مواردی که ذکر کردید به سالی یکبار محدود میشه.
پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 12:33 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون سلامت باشید. بله خیلی حس خوبیه!
پس مثل من باز هم هست!
منم پزبدم که یه کارگر زبر و زرنگ پیدا کردم. هفته ای یک روز کارای اساسی رو بکنه اگر کارش خوب باشه آدم میتونه باقی هفته رو راحت باشه
شنبه 21 بهمن 1396 ساعت 12:41 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه خوب!
شما وضعیتت با من فرق داره. هم کار بیرون داری هم بچه هان کوچیکترت. برات لازمه حتما!
دقیقا منم اینجوریم. باز خوبه شما همون سالی یبار رو میگیری.من که همونم نمیگیرم هروقتم تصمیم جدی میگیرم کارگر بگیرم باز با خودم میگم مگه چقدر کاره و معلوم نیست اون چه جوری کار کنه و من روم نمیشه و خودم میکنم به جاش میرم فلان چیزو میخرم و ... خلاصه انگار یکی وصف حال منو نوشته بود.
دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت 08:18 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه جالب. پس این اخلاق من خیلی هم عجیب نیست!