X
تبلیغات
زولا

ماجراهای گلابتون بانو

527

شب عید خود را چگونه گذراندید؟

کل روز مشغول بودم. علی رغم ضد حال هایی که خورده بودم، همه ی خونه رو تمیز و مرتب کردم، جارو، گردگیری...، شام پختم، سالاد آماده کردم، تارت پرتقالی درست کردم، خوشگلاسیون کردم... بعد چندین بار که با شازده تماس گرفتم و جواب نداد، نزدیک نه شب خودش زنگ زد و گفت تو راهه. کِی رسید؟ ده و نیم شب! بچه ها نق زنان و گریه کنان از گرسنگی، من خسته و کلافه و ته دیگ نازنین لوبیا پلوم سیاه شده! غر هم نباید بزنم که شب عیدی واسه چی این قدر دیر اومده و اصلا چرا یه مسیر چهل دقیقه ای بیشتر از یک ساعت و نیم طول کشیده؟! چون همسرم دنبال تفریح که نبوده، کار می کرده! منم می خوام از هفته ی آینده این کارگرایی که همه ی کارام رو انجام می دن و مدام بادم می زنن و خوراکی دستم می دن رو بفرستم برای   شازده!!!

حالا از همه ی این حرفا که بگذریم، عیدتون مبارک رفقا!

شاد باشید!


نظرات (4)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
عید شما هم مبارک
من یه کامنت تبذیک عید دیشب گذاشته بودم - نرسیده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همینجا تو بلاگ اسکای و پست قبلی
چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت 04:16 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چرا رسیده! باز هم ممنون.
Bedoone kochektarin mobaleghei bayad begam asheghe ghalametam,va hamishe mikhoonamet,
چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت 11:36 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از نظر لطف و حضورتون.
عید گذشته تون مبارک بانو....آخی درکت میکنم حق داری...آدم توقع داره حداقل بفهمنش..عیب نداره تنت سالم عزیزجان
شنبه 18 آذر 1396 ساعت 08:59 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
نه دیگه من عادت کردم!
خسته نباشی.انگار خداوند به ما زنها توان مضاعف بخشیده!
یکشنبه 19 آذر 1396 ساعت 12:26 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلامت باشید.