X
تبلیغات
رایتل

ماجراهای گلابتون بانو

497

بعد چندین روز کار زیاد و کم خوابی، بعد مهمونی مادرشوهر جان که کلی  کار داشت و انرژی گرفت، امروز رو تلاش کردم تا می شه بخوابم و استراحت کنم! راستش من از اون دسته آدمام که آستانه ی خستگی شون پایینه و تحمل کار زیاد و کم خوابی های مداوم رو ندارن! 

صبح  چند بار بیدار شدم، یه نگاه به ساعت انداختم و دوباره خوابیدم! تا جایی که دیدم تو رختخواب موندن بیشتر باعث کسل شدنم می شه و اون وقت بود که رضایت دادم به پایین اومدن از تخت! یه پیرهن نخی خنک پوشیدم، جلوی کولر ولو شدم رو تخت، بعد مدت ها لاک زدم، چایی با هل و گل دم کردم و یه کتاب آوردم که تا عصر مشغولش باشم. ناهار هم نیمرو درست کردم راحت و بی دردسر و البته خوشمزه...

و چه قدر این مدل تنبلی کردن بعد چند روز پرکار لذت بخش و لازمه!


نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
آخیش چقدر کار خوبی کردی...منم زود خسته میشم
دوشنبه 20 شهریور 1396 ساعت 10:20 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ: