X
تبلیغات
زولا

ماجراهای گلابتون بانو

489

شهریور که می شه همه چی میافته رو دور تند، خصوصا مهمونی ها و دور همی ها. همه می خوان از آخرین فرصت های قبل باز شدن مدرسه ها و کوتاه شدن روزها استفاده کنن. هفته ی پیش خونه ی یکی از دوستای قدیمی دعوت بودم، این هفته ی خونه یکی دیگه شون، از یه طرف دوستای تلگرامی می خوان قرار پارک بانوان بذارن و از اون طرف چند تا دوست نازنین که حس می کنن اگه تابستون تموم بشه و خونه ی من نیان تابستونشون تابستون نمی شه، تلاش دارن هر جوری هست طی روزهای آینده خودشونو دعوت کنن خونه مون!

حالا جلسه ی معارفه ی مدرسه ی گل پسر هم هست تو همین هفته و بعدخرید لوازم التحریر طبق لیست مدرسه. آخر همین ماه هم که تولدشه و روزشمار براش گرفته و هیچ رقمه امید پیچوندن گرفتن جشن نمی ره!

از اول تعطیلات تابستونی تو خونه سماق می مکیدیم و منتظر بودیم یه جایی جور بشه بریم که نمی شد، حالا این چند هفته رو فقط باید بدو بدو کنیم!!! 

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام گلی جان.
ایشالا که همیشه پر انرژی و شاد باشی. فقط خواستم بگم که مدت هاست که دلنوشته هات رو می خونم. هر چند فکر کنم تا حالا نظر نذاشته بودم. خیلی از حس هاتو درک می کنم. تقریبا روال زندگی و احساسات من هم شبیه به شماست. گاهی اوقات قبل از خوندن پست جدیدت حتی پیش بینی می کنم که چی نوشتی ! برای خودم هم جالبه.
به هر حال از نوشته هات لذت می برم و دعا می کنم که هر پستت از پست قبلی پر امید تر و بهتر باشه
یکشنبه 5 شهریور 1396 ساعت 03:38 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خیلی ممنونم از محبت و نظر لطفتون.
خدا قوت خانوم...مهمونی رفتن و مهمونی دادن چقدر خوبه
چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 07:48 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلامت باشین.