X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

ماجراهای گلابتون بانو

473

از قبل معلوم بود که تعطیلات عید فطر سفر نمی ریم، به دلیل کاملا موجه نبود بودجه! فکر کردم بد هم نیست. نه گرفتار شلوغی جاده ها میشیم و نه خسته از جمع و جور کردن های قبل و بعد سفر.تو خونه استراحت می کنیم و فیلم می بینیم. اما این قدر سریع گذشت که نفهمیدم چی شد! اصلا دو روز تعطیلی که برای ما قبل و بعدی هم  بهش اضافه نشد، چی بود که من این قدر راجع بهش فکر و خیال بافته بودم؟!

روز عید رفتیم نماز، بعد سال ها. نیت مصلی رو داشتم ولی خواب موندیم و راهی مسجد محل شدیم. کلی حسرت خوردم که این همه سال که نماز عید فطر نرفته بودم چه حس و حال ناب و قشنگی رو از دست دادم. وقتی برگشتیم بچه ها هنوز خواب بودن و به جهت استفاده بهینه از این موقعیت شازده رو راه انداختم که بریم بازار گل. یه سری از گلام گلدون تازه لازم داشتن و چند تا گیاه جدید هم می خواستم بگیرم. خلاصه که بعد یه گردش حسابی تو بازار برگ بیدی و ناز یخی گرفتم ،گلدون های مخصوص نرده برای بالکن ، یه سری گلدون کوچیک برای ساکولنت هایی که چند وقت پیش خریده بودم و به دسته ی بزرگ گل سرخ. همین ها کافی بود تا روز عید حسابی برام عیدانه بشه! 

با رفتن به خونه پدری شازده و روز بعدش هم پیک نیک با خانواده خودم، تعطیلات تموم شد و رفت! شازده امروز صبح عازم سفر کاری شده و منم دارم سعی می کنم ساعت خواب و روال روزانه به هم خورده مون رو مرتب کنم. در نتیجه صبح زود ساعت یازده! از خواب بیدار شدم و یه تمیز کاری اساسی انجام دادم، آماده برای یه شروع تازه!


نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
عیدت مبارک باشه عزیزم
چهارشنبه 7 تیر 1396 ساعت 07:27 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عید شما هم مبارک
وبلاگ جالب و مطالب خوبی داری مطالبتان هم جذاب و گیرا بود. اگر تمایل به تبادل لینک دارید اطلاع بده .مطالبتون خیلی ساده و در عین حال صادقانه است موفق باشی
یکشنبه 11 تیر 1396 ساعت 12:54 ب.ظ
امتیاز: 0 0