X
تبلیغات
نماشا
رایتل

ماجراهای گلابتون بانو

439. رمضانی که گذشت...

ماه رمضان امسال رو دوست داشتم. آرامش خاصی داشت و یه حس معنوی قشنگ،حالمو خوب کرد و با این که بعد چند سال روزه می گرفتم، اما اصلا سخت نگذشت شکر خدا!

مهمونی زیاد دعوت نشدیم و سریال های تلویزیون هم که جذابیت خاصی نداشت اما با شازده کلی از سریال های ندیده مون رو دیدیم و سرمون گرم بود حسابی!  بهتر از همه، قرار افطاری دوستانه مون تو پارک بود. سفره مفصل و خوش آب رنگی که با همکاری ده دوست نازنین تدارک دیده شد و کلی صحبت و خنده و عکس گرفتن تا نیمه های شب! 

تو نیمه ماه٬ روز ولادت امام حسن مجتبی (ع) هم به لطف کریم اهل بیت ٬ گره کور مشکلاتمون بعد مدت ها شروع کرد به باز شدن ...

حسن ختامش هم شد یه مسافرت درست و حسابی به استان گیلان در تعطیلات عید فطر، که بر خلاف سال های قبل بدون جار و جنجال انجام شد و بسیار خوش گذشت! رفتن تو آب دریا بعد چندین سال، سوار شدن جت اسکی، دیدن جنگل های بکر و سرسبز و ... کلی حال و هوامون رو عوض کرد.


یه هفته بعد عید فطر اصولا دیره برای پست گذاشتن در مورد ماه رمضان ، اما حس و حال وبلاگ نویسیم به طرز عجیب و غریبی پریده بود! حالا هم می دونم زیادی خلاصه نوشتم!

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چقدر عالی.
مهمونی های دوستانه را بیشتر از مهمونی های خانوادگی دوست دارم.
پنج‌شنبه 24 تیر 1395 ساعت 12:53 ق.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
بله. معمولا بیشتر خوش می گذره!
به به پس حسابی خوش گذشته بهت...چه خوب...عوضش من تا دلت بخواد ماه رمضون سختی داشتم ...اوووووووووف خوب شد تموم شد
سه‌شنبه 29 تیر 1395 ساعت 02:57 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله شکر خدا!
چرا؟ خیر باشه!