X
تبلیغات
نماشا
رایتل

ماجراهای گلابتون بانو

روز همسایه

دیروز برای من روز همسایه بود! صبح بعد از این که یه چرخی تو خونه زدم و جمع و جور کردم, تصمیم گرفتم یه سر به همسایه طبقه بالایی بزنم. این همسایه مون, هم سن مامان و بابای منن و پسر بزرگشون که ازدواج کرده هم سن منه. یه دختر دبیرستانی هم دارن که از تابستون پارسال به خاطر خانم کوچولو با ما رفیق شد و بیشترر روزا یکی دو ساعتی میومد خونه مون و با خانم کوچولو بازی می کرد. خود خانم همسایه هم خیلی با محبته و چند باری اومده بود خونه مون و بعضی وقتا هم که کاری داشتم خانم کوچولو رو نگه داشته بود. اما من به جز مواقعی که کاری داشتم, هیچ وقت نرفته بودم دم خونه شون! اونا هم یه مدت بود که نمیومدن و منم فکر کردم که حق دارن! وقتی اونا این همه ابراز محبت میکنن اون وقت من یه نوک پا تا طبقه بالا نمی رم, ممکنه پیش خودشون فکر کرده باشن که از رفت و آمد باهاشون خوشم نمیاد! اینه که بالاخره دیروز با بچه ها یه سر رفتیم خونه همسایه و کلی هم تحویلمون گرفتن!



چند روزی هم می شد که تو فکر خانم همسایه روبرویی بودم. فکر می کردم یه پیرزن تنهاس و کسی رو نداره و من باید بیشتر حواسم بهش باشه! برای افطار هلیم پخته بودم و دم افطار یهو فکر کردم خوبه یه کاسه هم برای خانم همسایه ببرم. یه کاسه لعابی برداشتم, توش هلیم کشیدم, روش دارچین و کنجد پاشیدم و بردم دم خونه شون. خانم همسایه این قدر از دیدن هلیم خونگی ابراز محبت و هیجان کرد که من هم قند تو دلم آب شد و هم شرمنده شدم! چند دقیقه بعدش کاسه مو شسته شده و پر از زرشک برگردوند! چند دقیقه بعد از اون دوباره زنگ زدن. دختر همسایه بالایی بود که یه ظرف سوپ برامون آورده بود!

دیروز روز خوبی بود!


+اولین مهمونی افطار خانوادگی رو, امسال ما برگزار کردیم! روز جمعه کلی مهمون داشتیم, با کلی کار و خستگی و کلی هم حس قشنگ!


++ مانای عزیز اسباب کشی کرده به بلاگ اسکای: ماجراهای این روزهای من

منتظر شنیدن خبری از باقی بلاگفایی ها هستیم!


نظرات (10)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام خانم
همسایه خوب داشتن هم ی نعمته

من عاشق مهمونی افطاری دادنم
اما نمی دونم چرا جور نمی شه

روزه نمازات هم قبول بان.
دوشنبه 1 تیر 1394 ساعت 04:02 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
بله واقعا

انشاالله به زودی بشه!
از شما هم قبول باشه.
داشتن همسایه‌ی خوب خیلی عالیه .منم دو تاشون رو دارم. البته من ازهر دوشون بزرگترم با31 سال سن.
سه‌شنبه 2 تیر 1394 ساعت 12:04 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه خوب.
پس هم سنیم!
ممنون گلابتون بانوی عزیز و دوست داشتنی که آدرس مانا را گذاشتید
سه‌شنبه 2 تیر 1394 ساعت 02:22 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش می کنم.
سلام
چه حس خوبی داشت این پست.
خسته نباشی از برگزاری مهمونی افطاری.
من مهمونی دادن برای افطاری رو خیلی دوست دارم.
بعد از ازدواج هر سال حداقل دو سری مهمونی می دادم و چند تا از دوستانمون رو دعوت می کردم. ما که اینجا خانواده نداریم. مجبوریم دوستا رو دعوت کنیم! ما که دعوت می کردیم پشتش اونا هم هر کدومشون برای جبران یه شب برای افطار دعوتمون می کردن
ولی امسال از مهمونی خبری نیست. چون من با این شرایطم نمی تونم دعوت کنم و هیچ کس هم در پاسخ دعوت نمی کنه!!!!
نکته اینه که هبچ کس مثل ما پیش قدم نمی شه برای افطاری دادن!!!!
سه‌شنبه 2 تیر 1394 ساعت 08:14 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنونم.
چه قدر کارتون قشنگ بوده برای پیش قدم شدن. اما بده که هیچ کس نمیخواد جایگزین شما بشه!
سلام . دیدی این همسایه ها چقدر آدمو به خاطر بچه تحویل میگیرن ؟ آدم هوس میکنه یه هفت هشت بچه بیاره بده بهشون براش نگه دارن ! ماکه همسایه طبقه اولمون نوه اش رو نگه میداره (عروسش شاغله ) هر روز که من خونه ام اونم با نوه اش میان شهربازی ! ولی کلا خوش میگذره . کار خوبی کردی .
چهارشنبه 3 تیر 1394 ساعت 05:06 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
اوهوم! البته من از این هوسا نمی کنم!!!
ارتباط با همسایه ها خیلی خوبه...اونم تو دوره ای که کمتر همسایه ها سراغ همو میگیرن
جمعه 5 تیر 1394 ساعت 02:33 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست جونی نماز روزه هات قبول باشه
الهی که تو این ماه عزیز به خواسته های معنوی و مادیت برسی و تو شب قدر برای خودت و خونوادت سالی پر از نعمت و سلامتی مقدر بشه
یادمه یه بار از گروه اموزش بافتنی و قلاب بافی توی تلگرام نوشته بودی ، میشه اون گروه رو بهم معرفی کنی ؟
ممنونم
شنبه 6 تیر 1394 ساعت 01:11 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. خوش اومدی!
از شما هم قبول باشه. انشاالله. به همچنین.

بله اما متاسفانه عضو جدید نمیگیرن. چون از مبتدی شروع کردن و الان همه تا حدی حرفه ای شدن و کم کارها هم حذف.مگر این که کسی وارد باشه تو بافت.
سلام
کلا همیشه حسرت می خورم به اونایی که همسایه های خوب دارن.
جز یکی دومورد که به هر حال اختلافاتی بوده و معمولا این رفاقت ها از جانب ما پیگیری میشده، دیگه تصویر خوبی از همسایه ندارم.
برعکس
همه تصاویرم برمیگرده به ادم هایی که یک ذره هم مراعات بد نیستندو فقط هر چه از دهنشان درمی اید را می گویند...
امیدوارم کلی روابطتون با همسایه هاتون خوووووووووووووب بشه.
همسایه خوب غنیمته. غنیمت.
یکشنبه 7 تیر 1394 ساعت 03:28 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
منم قبلا همسایه بد رو تجربه کردم. الان خوشحالم که همسایه های خوبی دارم.
ممنونم. انشاالله.
ما هم کوچ کردیم بلاگ اسکای
یکشنبه 7 تیر 1394 ساعت 12:56 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به به! چه عالی! مبارک باشه خونه جدید.
سلام.
عجب کارهای خوبی کردید. خدا خیرتن بده.
طاعات قبول باشه انشالله.
بعد از این طوفانی که دامن بلاگفا رو گرفت، من یکی مجبور شدم وبلاگم رو از اول ایجاد کنم!
سه‌شنبه 9 تیر 1394 ساعت 03:22 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنونم. به همچنین.