X
تبلیغات
نماشا
رایتل

ماجراهای گلابتون بانو

شنبه دوم

در این دومین شنبه سال نو, بزرگترین خواسته ام اینه که زودتر شنبه بعد از راه برسه و این تعطیلات کسل کننده و اعصاب خرد تموم بشه!!! تعطیلاتی که نه مسافرت داره, نه گردش هایی که من به خیال خام خودم برنامه ریزی کرده بودم ولی طبق معمول همراهی براش ندارم! فقط می مونه عید دیدنی هایی که بر خلاف سال های قبل با وجود بچه نوپایی که اصرار عجیبی برای ترکوندن خونه میزبان داره و مدام باید با لباس رسمی دنبالش بدوئم تا خرابکاری نکنه, حوصله شون رو ندارم و شازده هم قبول نمی کنه بی خیالشون بشیم!


به عنوان اولین پست سال خیلی امیدوارکننده بود؟! خدا به خیر بگذرونه!

+ هر چی زمستون گذشته خشک و آفتابی بود, بهار سرد و بارونی شده! نمی شه با این دو تا فسقلی بلند شیم بریم تو طبیعت, دلمون باز بشه!

نظرات (6)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
خدا رو شکر من هنوز بر عکس اکثر دوستام عاشق عید دیدنی و مخصوصاً میزبان بودنم
و اصلاً اصلاً هم دوس ندارم تعطیلات تموم شه با این که ریتم همه چیز به هم خورده و کلافه م می کنه این داستان
دوس دارم شب نشینی ها ادامه دار شه
خدا خانم کوچولو رو حفظ کنه که این روزا اوج شیطنتشه
شنبه 8 فروردین 1394 ساعت 02:16 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم عید دیدنی رو دوست دارم, خصوصا که خونه خیلی ها رو فقط تو همین فرصت تعطیلات عید میشه رفت! اما امسال به خاطر خانم کوچولو حوصله شو ندارم!
مشکل اصلیم با تعطیلات اینه که معمولا برنامه های من و شازده با هم جور نیست!
سلامت باشی.
تهران که این روزا هوا جون میده برای گردش خوب یه روزشم برید طبیعت گردی دیگه
یکشنبه 9 فروردین 1394 ساعت 09:00 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هوا یه کم سرد با بچه کوچیک نمیشه!
سلام
یک سال دیگه شروع شد و پست های جدید
انشالله که امسال برات پر باشه از اتفاقات شیرین و خوب و بیایی یک دنیا پستهای شاد برامون بنویسی
انشالله که همیشه سلامت باشی و پر از ارامش
راستی ار کلاس های تربیتیت ننوشته بودی برامون کاش نکاتش رو برای ما هم می گفتی

سال خوبی داشته باشی
سال نو مبارک
دوشنبه 10 فروردین 1394 ساعت 01:03 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام گلی عزیزم سال نو مبارک ، دیگه عیالوار شدی خانم کوچولو الان فکر کنم یکسال و چند ماهش باشه الان خیلی کنترل کردنش سخته تو میهمانی درکت میکنم من هم بچه هام کوچولو بودن همین احساس داشتم الان هم که بزرگ شدن یک جور دیگه همچین خونه به هم میزیزن که اگر یک میهمان بخواد بیاد من باید چند ساعت خونه رو مرتب کنم . ولی همه این ها میگذره . گلی جان اگر شده به یک ساعت یا جتی کمتر بچه ها بسپار به شازده و برو یک کم تو این هوای خوب قدم بزن برگرد بیین چقدر روحیه ات بهتر میشه انشااله سالی سرشار از خوشی ، سعادت ، سلامت و هر انچه خیره پیش رو داشته باشی.
دوشنبه 10 فروردین 1394 ساعت 11:47 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.ممنونم به همچنین
الان تو سن واقعا سختیه. باید مدام مواظبش بود!
ممنون از لطفت. سلامت باشی. انشاالله برای شما هم سال پر خیر و برکتی باشه.
وب قشنگی داری حتما به منم سر بزن دوس داشتی لینکم کن تا منم بلینکمت دوس جوووون
دوشنبه 10 فروردین 1394 ساعت 12:52 ب.ظ
امتیاز: 0 0
hala k aghaye shazdeh enghad esrar be mehmooni raftan daran, yek bar masooliate negahdari az koochooloo ro be ishoon besparin dar toole mehmooni ta nazareshoon avaz she
دوشنبه 10 فروردین 1394 ساعت 02:45 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوب مشکل اینه که قبول مسئولیت نمیکنه! این قدر غرق صحبت میشه که اصلا حواسش به خانم کوچولو نیست! البت منم سعیمو میکنم که تا حد ممکن از زیر عید دیدنی رفتن در برم!!!